کانون فرهنگی عاشورا (آسمانیها)

سریال کره ای جومونگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 30 آذر ماه سال 1387
شب یلدا




شب یَلدا یا شب چِله آخرین شب آذرماه، شب پیش از نخستین روز زمستان و درازترین شب سال است. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام آن را مبارک می‌دارند و این شب را جشن می‎گیرند.

این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن شب به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.

ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‎شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌کردند.



مراسم شب یلدا (شب چله) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده می شد. جشن ساتورن پس از مسیحی شدن رومی ها هم اعتبار خود را از دست نداد و ادامه یافت که در همان نخستین سده آزاد شدن پیروی از مسیحیت در میان رومیان، با تصویب رئیس وقت کلیسا، کریسمس (مراسم میلاد مسیح) را ?? دسامبر قرار دادند که چهار روز و در سال های کبیسه سه روز بیشتر از یلدا (شب ?? دسامبر) فاصله ندارد و مفهوم هر دو واژه هم یکی است. از آن پس این دو میلاد تقریباً باهم برگزار می شده اند.

آراستن سرو و کاج در کریسمس هم از ایران باستان اقتباس شده است، زیرا ایرانیان به این دو درخت مخصوصاً سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریکی و سرما می نگریستند و در خور روز؛ در برابر سرو می ایستادند و عهد می کردند که تا سال بعد یک نهال سرو دیگر کشت کنند.

چهارشنبه 27 آذر ماه سال 1387
غدیر،گل همیشه بهار

گل همیشه بهارم غدیر آمده است‏ 
شراب کهنه ما در خم جهان باقى است


خداى گفت که«اکملت دینکم»،آنک‏ 
نواى گرم نبى در رگ زمان باقى است


قسم بخون گل سرخ در بهار و خزان‏ 
ولایت على و آل،جاودان باقى است


گل همیشه بهارم بیا که آیه عشق‏ 
بنام پاک تو در ذهن مردمان باقى است


؟:عرش بر دوش غدیر


در روز غدیر،عقل اول‏

آن مظهر حق،نبى مرسل


چون عرش تو را کشید بر دوش

آنگاه گشود لعل خاموش


فرمود که این خجسته منظر 

بر خلق پس از من است رهبر


بر دامن او هر آن که زد دست‏ 

چون ذره به آفتاب پیوست


(سید مصطفى موسوى گرمارودى)

شنبه 23 آذر ماه سال 1387
مژده اى دل که دلربا آمد

  

مژده اى دل که دلربا آمد
دلربایى گره گشا آمد
محنت و درد و غم فرارى شد
شادى و رحمت و صفا آمد
بعد شوال ماه ذیقعده
شامل رحمت خدا آمد
کلک رحمت کشیده نقشى را
کز خدا بانک مرحبا آمد
از منادى ندا رسد در گوش
مژده اى مومنان رضا آمد
نجمه را داده ذات حق پسرى
که از او جان به جسم ما آمد
هشتمین جانشین ختم رسل
حجت ذات کبریا آمد
هفتمین نور دیدگان على
ششمین یار مجتبى آمد
پنجمین حافظ قیام حسین
کاتب شرح کربلا آمد
چهارمین رهبر عبودیت 

رهبرى پاک و پارسا آمد
سومین پاسدار بحر علوم
بهر تفسیر هل اتى آمد
دومین استاد فقه واصول
معنى نون انما آمد
اولین پور موسى جعفر
بهر تثبیت ارتضا آمد
عالم آل احمد است رضا
یادگار محمد است رضا
نام او پاسدار نام علیست
مشى او حافظ مرام علیست
چون کلام على کلام خداست
ذکر او دائما کلام علیست
بر رضاى خدا رضاست رضا
در رضایش همه پیام علیست
نام او را على نهاده خدا
چون ولایت فقط به نام علیست
شهد جانش به کام ما نوش است
نوش هستى ز شهد جام علیست
محترم نزد مقام وى است
چون مقام رضا مقام علیست
از قوامش دوام مکتب ماست
چون مقام رضا مقام علیست
از قوامش دوام مکتب ماست
چون قوام رضا قوام علیست
حرمت اوست محترم به همه
احترامش به احترام علیست
کللهم نور واحد از گفتن
رمز ورازش زاحتشام علیست
دل ما صید دام عشق رضاست
چونکه هر عاشقى به دام علیست
داد مظلوم گیرد از ظالم
در کفش تیغ انتقام علیست
عین نامش علامت جود است
لطف لامش ز لطف لام علیست
هست دریاى او یم رحمت
ز آنکه رحمت ز لطف عام علیست
هر که گردد چون من غلام رضا
این یقین دان که او غلام علیست(تبیان) 

 

شنبه 23 آذر ماه سال 1387
چند نکته درباره معرفت نفس

یک :آن که خود را نشناخت چگونه دیگری را می شناسد؟!  

دو: آن که از صحیفة نفس خود آگاهی ندارد، از کدام کتاب و رساله طرفی می بندد؟

سه: آن که گوهر ذات خود را تباه کرده است، چه بهر های از زندگی برده است؟!  

چهار :!آن که خود را فراموش کرده است، از یاد چه چیز خرسند است؟!  

پنج :!آن که می پندارد کاری برتر از خودشناسی و خداشناسی است، چیست؟!  

شش :آنکه در صقع ذات خود با تمثّ لات ملکی همدم و هم سخن نباشد، باید با چه اشباح وخیالات هم دهن باشد؟!  

هفت: آن که خود را برای همیشه درست نساخت، پس به چه کاری پرداخت؟!  

هشت :آن که از سیر انفسی به سیر آفاقی نرسیده است, چه چشیده و چه دیده است؟!  

نه :آن که می انگارد در عوالم امکان، موجودی بزرگتر از انسان است، کدام است؟!

ده: آن که تن آراست و روان آلاست، به چه ارج و بهاست؟!  

یازده :آن که معاش مادی را وسیلة مقامات معنوی نگیرد، سخت در خطاست.  

دوازده :آن که به هر آرمان است، ارزش او همان است.  

سیزده: آن که از مرگ می ترسد، از خودش می ترسد.  

چهارده :آن که  خدای را انکار دارد، منکر وجود خود است.  

                                                 (حسن زاده آملی)

جمعه 22 آذر ماه سال 1387
الهی

الهی! ما را بر این درگاه همه نیاز روزی بود که: قطره ای از آن شراب بر دل ما ریزی. تا کِی ما را بر آب و آتش بر هم آمیزی؟ ای بخت ما از دوست رستخیزی.

الهی! در سر آب دارم، در دل آتش، در باطن ناز دارم در ظاهر خواهش، در دریایی نشستم که آن را کران نیست، به جان من دردی است که آن را درمان نیست، دیده ی من بر چیزی آمد که وصف آن را زبان نیست، خصمان گویند کاین سخن زیبا نیست، خورشید نه مجرم ار کسی بینا نیست.

جمعه 29 شهریور ماه سال 1387
شب قدر و حضور حضرت ولی عصر (عج)

شب

توجه به مسائل نزول روح وملائکه در شب قدر در«کلّ امر»به شما کمک می کند که فکرتان برای بحث در موضوعحضور دائمی حضرت ولی عصر(عج) آماده شود و از زاویه دیگری به موقعیت وجود انسان کامل توجه بفرمایید ؛ خداوند در سوره قدر می فرماید: «تَنَزَّلُ المَلائِکَهُ وَ الروح فیها بِاِذنِ رَبِّهِم مِن کُلِّ اَمرٍ» یعنی، در شب قدر ملائکه وروح به اذن پروردگارشان در هر امری نازل می شوند. حتماً خودتان مستحضریدکه اوّلاً ، ملائکه و روح بر قلب انسان نازل می شود ، ثانیاً ، وقتی در «هر امری» نازل می شوند ، یعنی همه حقایق را نازل می کنند ولذا بایدقلبی باشد که ظرفیت پذیرش همه حقایق را داشته باشد ، و مسلم آن قلب، قلب انسان کامل است  .در همین رابطه از رسول خدا(ص)داریم که ایشان از اصحاب پرسیدند: آیا بعد از من هم شب قدری هست؟ عرض کردند: بله یا رسول الله ، سوال فرمودند: ملائکه و روح در آن شب بر چه  کسی نازل می شوند؟ گفتند: خدا ورسولش آگاه ترند. رسول الله (ص) ،اشاره به حضرت علی (ع) کردند . حالا مگر بعد از امیر المومنین (ع) شب قدر ادامه ندارد؟ پس باید همواره انسان کاملی باشد که قلب او ظرف پذیرش همه حقایقی که ملائکه و روح نازل می کنند باشد و بقیه مردم از پرتو قلب مبارک او از آنچه ملائکه و روح نازل می کنند باشد و بقیه مردم از پرتو قلب مبارک او ازآنچه ملائکه و روح نازل می کنند بر خوردار شوند. همین که در هر سال شب قدر داریم ، پس باید تا قیام قیامت یک امام زمان داشته باشیم . شاهد این موضوع را در سوره بقره داریم که خدا می فرماید: «انّی جاعِلُ فی الارضِ خَلیفَه»من در زمین همواره خلیفه ای قرار می دهم .پس هیچ وقت زمین بدون خلیفه خدا نیست و خلیفه خدا یعنی کسی که اولاً ؛ ظرفیت پذیرش همه اسماء الهی را داشته باشد ، ثانیاً ؛مظهر آن حقایق باشد ، حال چه بگوییم آن« حقایق » اسمایی است که خداوند به آدم تعلیم فرمود و قرآن در رابطه با آن می فرماید: «...وَ عَلّمَ آدَمَ الاَسماءَ کُلَّها»و چه بگوییم آن«حقایق »که ملائکه وروح  در همه  امور در شب قدر بر قلب حضرت نازل می کنند ، حقیقت قرآن است ، ولذا حضرت دارای قلبی است که می تواند قرآن را بپذیرد ، پس جهان همواره باید یک انسان کامل با این خصوصیات داشته باشد.

«جایگاه و معنی واسطه ی فیض - استاد طاهرزاده»

پنجشنبه 28 شهریور ماه سال 1387
یک‌شبه ره صدساله رفتن

«شب قدر یعنی شبی که «خیرٌ مِنْ اَلفِ شهر» از هزار ماه برتر است، ولی «وَ ما اَدْراکَ مَا لَیلَةُ الْقدر» چه می‌توانی درک کنی از شب قدر؟ اگر فهمیدن آن مشکل است، پیداکردن آن مشکل‌تر است، منتها اگر کسی با «مفهوم» انس گرفت، درک این معانی برای او مشکل است... عقل نمی ‌تواند بفهمد یک‌شبه می‌شود ره صدساله رفت. عقل با مفهوم و برهان و استدلال کار دارد. از عمیق‌‌ترین برهان تا سطحی‌ترین دلیل، همه را عقل می‌تواند درک کند. اما پرکشیدن، دیدن، همین‌جا که نشسته است بهشت را ببیند، همین‌جا که نشسته است جهنم را ببیند، ناله جهنمی‌ها را بشنود، این نه کار دست و پا و چشم و گوش است، نه کار عقل، این کار دل است. این کار در درون انسان‌ها تعبیه شده است. هیچ‌کس با «دانایی» به جایی نرسید تا علی‌بن‌ابی‌طالب در باره آنها بفرمایند؛ «فَهُمْ وَالْجَنَّةُ کَمَنْ قَدْ رَاها فَهُمْ فیها مُنَعِّمُون»؛تا آنها همین حالا که در دنیا نشسته‌اند، دارند بهشت را می‌بینند و از نعمت‌های آن بهره‌مند می‌شوند. هرکس به این مقام رسید از «دارایی» که رسید، نه از «دانایی». یعنی با مفهوم نمی‌شود بهشت را دید، با دل می‌شود بهشت را دید. در دیار دل، این معارف فراوان است. و لیلة‌القدر برای آن است که انسان، این دلی را که خوابیده است بیدار کند، این بندها را از دست و پایِ دل بردارد، این مرغ باغ ملکوت را آزاد کند، یک‌شبه ره صدساله را طی کند. ما با بار گناه و با بار خیال و وَهم توان پَرش نداریم، باید شستشو کنیم. آنچه به عنوان توبه، به عنوان نیایش در این شب‌ها مطرح است برای شستشو و رُفت و روب و گردگیری است، منتها شستشوی ملکوتی- نه این‌که خاک‌ها را از این‌جا پاک کنیم و در جای دیگر قرار دهیم - شستشو، اما با کیمیاگری و محو و اثبات که کار ملکوتی ذات اقدس إله است و لیلة‌‌القدر هم شب کیمیاگری و شب محو و اثبات است. ما اگر می‌خواهیم گناهانمان را با توبه شستشو کنیم، مثل جاروکردن نیست که این آلودگی را از خود منتقل کنیم به جای دیگر، ما تبدیل می‌کنیم، به محو و اثبات. این‌که ذات اقدس إله سَیئات را به حسنات تبدیل می‌کند، کیمیاگری است.

(استاد طاهرزاده)

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>