کانون فرهنگی عاشورا (آسمانیها)

ماورای طبیعت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 30 اردیبهشت ماه سال 1387
السلام علیک یا فاطمة الزهراء
دوشنبه 30 اردیبهشت ماه سال 1387
دو اندوه جانکاه فاطمه

روزی امّ سلمه به عیادت فاطمه (س) آمد و عرض کرد : ای دختر رسول خدا (ص)شب را با این بیماری چگونه به صبح آوردی؟

فاطمه (س) فرمودند: صبح کردم  در حالی که خود را بین دو اندوه جانکاه می نگرم:

اول: جگرم از داغ پدر یک پارچه خون شده است.

دوم:دلم بر ظلمی که به وصی رسول خدا (ص) شده ، شعله ور گردیده است.

 

 

دوشنبه 30 اردیبهشت ماه سال 1387
به نام خالق زهرای مرضیه (س)

خداوند متعال در حدیث قدسی چه زیبا به رسول اکرم فرمودند:

لو لا لما خلقتک الافلاک و لولاک علی لما خلقتک و لو لا فاطمه لما خلقتکما

اگر تو نبودی افلاک را خلق نمی کردم واگر علی نبود تو را خلق نمی کردم و اگر فاطمه نبود شما دو نفر را نمی آفریدم.

 

 

دوشنبه 30 اردیبهشت ماه سال 1387
بخشی از زیارت حضرت زهرا(س)

اَسَّلام ُ عَلَیکِ اَیَّتُها الصِّدیقَهُ الشَّهیدَه

اَسَّلام ُ عَلَیکِ اَیَّتُهاالرَّضِیَّهُ المَرضیَّه

اَسَّلام ُ عَلَیکِ اَیَّتُها الفاضِلَهُ الالزَّکِیَّه

اَسَّلام ُ عَلَیکِ اَیَّتُها الحَوراءُ الاِ نسِیه

اَسَّلام ُ عَلَیکِ اَیَّتُها التَّقِیَّه النَّقِیَّه

اَسَّلام ُ عَلَیکِ اَیَّتُها المُحَدَّثَهُ العِلمیَه

اَسَّلام ُ عَلَیکِ اَیَّتُها المُضطَهَدَهُ المَقهُورَه

اَسَّلام ُ عَلَیکِ  یا فاطمهُ بِنتَ رَسوشلِ اللهِ وَ رَحمَهُ اللهِ وَ بَرَکاتُه

 

سلام برتو ای راستگوی پاکیزه که به ره دین و ولایت شهید گردیدی.

سلام برتو ای آنکه خدا از تو خشنود است وتو از خدا خشنود.

سلام برتو ای صاحب فضیلت و پاکیزه صفات.

سلام برتو ای انسیه حوراء و ای ذات پارسای پاک گوهر.

سلام برتو ای مخاطب دانا(ی فرشتگان)

سلام برتو ای ستم دیده ای که حقّش را به ستم ستاندند.

سلام برتو ای ستم کشیده ومقهور دشمنان.

سلام برتو ای فاطمه دختر رسول خدا(ص) رحمت و برکات حق بر تو باد.

سه شنبه 24 اردیبهشت ماه سال 1387
السلام علیک یا صاحب الزمان
سه شنبه 24 اردیبهشت ماه سال 1387
یا مهدی

چه انتظار عجیبی

تو بین منتظران هم عزیزمن چه غریبی عجیب تر که چه آسان نبودنش شده عادت

چه بی خیال نشستیم نه کوشش ونه وفایی

فقط نشسته وگفتیم خدا کندکه بیایی.... (یا صاحب الزمان )

دوشنبه 23 اردیبهشت ماه سال 1387
مرد کیست ؟

مرد کیست؟؟؟

ابوسعید را گفتند : کسى را مى ‏شناسیم که مقام او آن چنان است که بر روى آب راه مى ‏رود.
شیخ گفت : کار دشوارى نیست ؛ پرندگانى نیز باشند که بر روى آب پا مى ‏نهند و راه مى ‏روند.
گفتند : فلان کس در هوا مى ‏پرد. گفت : مگسى نیز در هوا بپرد.
گفتند : فلان کس در یک لحظه ، از شهرى به شهرى مى‏ رود.
گفت : شیطان نیز در یک دم ، از شرق عالم به مغرب آن مى ‏رود. این چنین چیزها ، چندان مهم و قیمتى نیست.
مرد آن باشد که در میان خلق نشیند و برخیزد و بخسبد و با مردم داد و ستد کند و با آنان در آمیزد و یک لحظه از خداى غافل نباشد.

<< 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 >>